به نام خدا
مدتی هستش که کمتر نوشتم. هر روز که می خوام یک یادداشت بنویسم ، بدلیل گرفتاری های روزمره به تاخیر می افته. چون معمولا هر ماه حداقل یک یادداشت منتشر می کنم ، امروز تصمیم گرفتم که هر جوری هست ، در مورد اتفاقات یک و دو ماه اخیرم بنویسم و توی این دفترچه یادداشت آنلاینم ذخیره کنم.
- در مجموع ، توی دو ماه اخیر ، روزهای پر فراز و نشیبی رو پشت سر گذاشتم. حدود سه یا چهار بار با دخترم صحبت کردم. به نظر می رسه که توی درس دیکته و کلا توی مشق های مدرسه ، همکاری خوبی نداره. البته من دلیلش رو به سختی های زیادی مرتبط می دونم که طی سال های اخیر متحمل شد. بچه ها ، به مراتب بیشتر از ما آسیب پذیرند و البته بیان هم نمی کنن ، اما توی دل کوچکشون غصه می خورن. با هم صحبت کردیم ، قول داد که بیشتر تلاش کنه و من هم قول دادم که جایزه خوبی براش بگیرم. اینجا باید از مادر دلسوزش تشکر کنم که از هیچ فداکاری در این زمینه دریغ نداره. امیدوارم که به حق این شب عزیز اربعین حسینی (ع) اجر و جزای خیر دریافت کند. آمین
- چند بار دیگر ، بعد از جلساتی که داشتم ، از کوچه قدیمی محل سابق زندگی ، عبور کردم. دو باری ه
برچسب: این روزهای من,این روزهای من داریوش,این روزهای من در کانادا,
نویسنده: مینا موسویپور
تاريخ: شنبه
6 آذر
1395 ساعت: 3:04